علاء الدوله سمنانى
43
مصنفات فارسى ( فارسى )
108 - مصطفى - عليه السلام - مىفرمايد كه چون آدمى حق را سجده كند شيطان از غصه چنان محقر شود كه از مگسى كمتر شود و گويد : حق تعالى مرا سجده فرمود ، ابا كردم و در تيه لعنت افتادم و آدمى به سبب اين سجده به عالم قرب و كرامت رسيد . مقصود آن است كه اين سجدهء سهو را بهر آن مىبايد تاكيدى كه شيطان كرد با او ، تا او را اين سهو افتاد رغما لانفه ، اين سجده مىكند جبران غفلت را مثمر ، سهو بود . 109 - اما به ترك هيئات ، سجدهء سهو حاجت نباشد ، و ليكن به ترك ابعاض 26 - ، سجدهء سهو بايد كردن ، وقتى كه بسهو ترك آن كرده باشد نه به عمدا . چنان كه اگر قنوت در نماز بامداد يا تشهد اول در نماز پيشين و ديگر و شام و خفتن بسهو ترك كند نشايد از قيام باز آمدن و تشهد خواندن ، و ليكن چون نماز تمام كند ، واجب باشد بعد از تحيات سجدهء سهو آوردن و سلام باز دادن . و اگر داند كه باز آمدن روا نيست و به عمدا بازآيد نماز باطل شود . و اگر نداند يا به سهوى بازآيد و تشهد برخواند ، بنگريم اگر به قعود نزديكتر بوده باشد سجدهء سهو حاجت نباشد و نماز درست باشد ، و اگر به قيام نزديكتر بوده باشد و باز آمده و تشهد برخوانده ، سجدهء سهو بايد آوردن . و اگر قنوت فراموش كرده باشد و بعد از آنكه سر بر زمين نهاد در سجودش ياد آمد ، باز آمدن حاجت نباشد و نماز تمام [ بايد ] كرد و بعد از تحيات سجدهء سهو آوردن و سلام دادن . و اگر به قيام نزديكتر باشد ، يادش آيد ، باز بايد آمدن و قنوت خواندن ، و سجدهء سهو آوردن در اين صورت حاجت نباشد . و اگر به سجود نزديكتر باشد و بازآيد و قنوت برخواند ، در آخر سجدهء سهو بايد آوردن . و اگر در عدد ركعات شك افتد كه سه ركعت گزارده است يا چهار ركعت ، به كم فرا بايد گرفت و ركعتى ديگر بگزارد و به آخر سجدهء سهو آورد . و اگر شك افتد كه سهو كرده است يا نه ، اصل آن باشد كه نكرده بود و سجدهء سهو حاجت نباشد . و اگر در يك نماز دو و يا سه سهو كرده باشد به دو سجدهء سهو جبران نقصانها حاصل آيد . و اگر مأموم باشد و سهو كند سجدهء سهو حاجت نيفتد . و اگر امام ، تشهد اول را ترك كند يا قنوت يا سجدهء تلاوت ، مأموم را با امام